محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )
427
رشحات البحار ( فارسى )
ميزان قرب هريك از انها به يكديگر يكسان است . چنانكه انگار انها مىگفتند : هرچند كه تو با منى ( به من نزديكى ) من با تو هستم و به اين صورت عقد اتحاد و همراهى ميان انها بسته مىشد . بر اين اساس معناى اينكه پيامبر ( ص ) به قاب قوسين تبديل شده و اصلا قابل قوسين است ، قرب و نزديكى وى ( ص ) به پروردگارش است ؛ درست به همان ميزان قرب و نزديكى پروردگارش به او و از آنجايى كه قرب خداوند به محمد ( ص ) از نقطه فيض تا نقطه قبض است ، قرب محمد ( ص ) به پروردگار از نقطه قبض به نقطه فيض است ؛ زيرا قرب هيچكس غير از او به اين مقدار نيست و حتى به نقطه فيض نرسيدهاند تا اينكه همطراز قرب به خداى تعالى قرار گيرند . ازاينرو روشن مىشود كه پيامبر ( ص ) يكى از قابها ( دو قاب ) است و قاب ديگر از مشيت تا هيولا است . ازاينرو به مجرد اينكه گفته شود هر قوس دو قاب دارد ، درست نيست گفته شود كه اين امر از باب قلب است - چنانكه عدهاى چنين نظرى دارند - يا نعوذ باللّه چنانكه بعضى از ملحدين گفتهاند ، گفته شود كه اين عبارت غلط است . بلكه نقطه مقبض هر دو قوس را به صورت دو قاب قرار مىدهد و هريك از مدنو و مدنو منه يك قاب هستند . ازاينرو ، اگر پيامبر ( ص ) قاب قوسين است ، خداوند سبحان نيز قاب قوسين است . بااينحال ، قرب خداوند از طريق مقام مشيت او به هيولاى بندهاش است و قرب هيولاى بنده به پروردگارش از طريق رسيدن وى به مقام مشيت خداوند است . چنانكه ائمه گفتهاند : نحن مشية اللّه بدين ترتيب ميزان قرب پيامبر به پروردگار ، به اندازه قرب پروردگار به بندهاش است . در اين نكته تدبر شود . مطلب ششم پس از بيان اين مطلب ، مىگوييم خداوند دراينباره فرموده است :